توقف ،‏ اندیشه ، حرکت

این آخرین پست این وبلاگ است. پست بعدی در واقع خداحافظی است.
حالا این که چرا و کجا باشد تا بعد.


* * *


هر قانون جدیدی که در ایران تصویب می شود خیلی زود به فساد کشیده می شود. بعضی از ملت خیلی سریع دنبال راه هایی می گردند که قوانین را دور بزنند و از اشکالات فنی و اجرایی نهایت سو استفاده را ببرند. این قضیه همیشه بوده ، مخصوصا حالا که مساله بنزین مطرح است. اهمیت بنزین در ایران کمتر از آب خوردن نیست. خدا رحم کند به آن زمانی که سهمیه ی ملت تمام شود و برای یک قطره بنزین بیفتند به جان هم.


به اسم عدالت به همه ماشین های شخصی به یک اندازه سهمیه می دهند. مثلا :
عید امسال اردو جهادی رفته بودیم علی آباد زارعین. 70 کیلومتر تا خوسف راه بود و از آن جا هم 30 کیلومتر تا بیرجند. جاده ای که از علی آباد تا خوسف می آید کاملا از میان کویر لوت رد می شود. در طول مسیر هیچ موجود زنده ای دیده نمی شود مگر ملتی که دارند با اتومبیل شخصی و برای انجام کارهای روزمره می روند شهر و بر می گردند. این عکس را که از فتوبلاگ امین برداشته ام را ببنید تا حساب کار بیاید دستتان. فکر کنید که مردم بیچاره این مسیر را چطور بروند و برگردند ؟ حالا اگر یه بنده ی خدا بخواهد با پراید یک روز برود شهر و برگردد ، سهمیه ی 4 روزش را مصرف کرده است. فکر آن هایی را بکنید که محل کارشان در شهر است.



امین و مجید رفته اند بشاگرد. بین روستاهای بشاگرد فاصله زیاد است و بعضی از مسیرها را فقط با تویوتا می توان رفت و برگشت. بنده های خدا آن جا مانده اند و هیچ جا نمی توانند بروند. هیچ کس سهمیه کارت سوختش را مصرف نمی کند.


بنزین آمبولانس ها را هم سهمیه بندی کرده اند. حواستان باشد  تصادف نکنید. این هم یک راه جدید برای کاهش ترافیک.


سهمیه بنزین سفارت خانه ها و اتومبیل های سیاسی 600 لیتر در ماه است. یعنی روزی 20 لیتر. سوبسید بنزین را از بیت المال می دهند به این اجنبی ها آن وقت ملت خودمان ... ملوان های انگلیسی وارد خاک ما بشوند ، آن وقت اتومبیل های سفارتشان 6 برابر مردم خودمان بنزین یارانه ای بسوزانند و برای ما در خیابان رژه بروند. این یعنی انسجام اسلامی با برادران مسلمان انگلیسی.


به گزارش سایت بازتاب ، بنزین را سهمیه بندی کرده اند تا مصرف به روزی 65 میلیون لیتر برسد ، در حالی که متوسط مصرف این چند روزه 54 میلیون لیتر بوده. حتی کمتر از آنی که خودشان می خواستند.


اگر کشورمان را با یکی از کشورهای اروپایی مثل سویس ، بلژیک ، سوئد یا هلند مقایسه کنید ، متوجه می شوید که ملت ما از حداقل امکانات رفاهی نیز برخوردار نیستند. شاید دادن سوبسید برای بنزین کمترین کاری است که یک دولت می تواند برای مردم ایران انجام دهد. آقایان حتی از همین هم دریغ می کنند. خدا وکیلی خودتان قضاوت کنید که آیا مسایل رفاهی مردم ما با کشورهای پیشرفته قابل مقایسه است ؟


می گویند با یارانه ای که بابت بنزین پرداخت می شود ، می توان فلان تعداد مدرسه ساخت. اگر این کار را بکنند خوب است. ما قبول داریم بنزین سهمیه بندی شود ولی مدرسه ها مان ... هر وقت نفت آمد سر سفره ملت ، یارانه بنزین هم خرج مدارس می شود.


زوج و فرد ، طرح اضطرار بود. حالا که خیابان ها خلوت شده چرا طرح را به حالت تعلیق در نمی آورند ؟ پیش خودشان حساب می کنند که هر 13 هزار تومانی که جریمه کنیم ، خرج یک روز چندتا از پلیس های سر چهار راه را در می آوریم.


چند وقتی است که اخبار صدا و سیما خبرهایی را پخش می کند مبنی بر این که در فلان گوشه جهان ، فلان چیز را سهمیه بندی کرده اند.


برنامه های رادیو به جای این که مشکلات مردم را در مورد بنزین مطرح کنند ، سعی می کنند با لوده بازی قضیه را لوس کنند. سعی می کنند ملت را بخندانند.


وزیر کشور گفته که مردم برای سفرهای تابستانی می توانند بنزین 6 ماهشان را پیشاپیش مصرف کنند. ایشان فکر نکرده که ملت بقیه ی این 6 ماه را چه خاکی بر سرشان کنند ؟


تفریح بعضی از خانواده های ما این بود که ، پدر خانواده یک شب در هفته زن و بچه را بر می داشت و می برد گردش. حالا از یک طرف بنزین را سهمیه بندی کرده اند و از طرفی دیگر نیروی انتظامی در مرحله سوم طرح امنیت اخلاقی جامعه می خواهد تفرج گاه ها را تحت نظارت قرار دهد. حالا مردم بدبخت باید بشینند در منزل و چارخونه تماشا کنند.


بعضی از مردم را بکشی حاضر نیستند که با غیر از وسیله نقلیه شان جایی بروند. نمونه اش هم مدیر مدرسه مان. دست خودشان هم نیست. شخصیت اجتماعی شان بهشان اجازه نمی دهد که سوار اتوبوس شوند و خدای نکرده یکی از دانش آموزان یا مشتریانشان آن ها را در این وضع ببینند.


آقای سخنگوی چهار شغله و رئیس مجلس لطف کرده اند و یک روز را با مترو طی طریق کرده اند. ما که بخیل نیستیم و جای ما هم در مترو از این تنگ تر نمی شود. عوضش حالا آقایان فهمیدند که ما با چه وسیله هایی در شهر رفت و آمد می کنیم. خداییش هم نوبت ماست که یک بار هم ما با وسیله های آن ها برویم سر کار. با پژو پارس ای ال ایکس کولردار در مسیر خط ویژه !


علی الظاهر ، تنها خودرو های نظامی ، سهمیه سوخت ندارند. یعنی شاهد باشید که نیروهای ناجا صبح و شب جلوی چشممان رژه بروند تا خدای نکرده ما دست از پا خطا نکنیم. آیا ماشین ها وزارت اطلاعات هم سهمیه ماشین های دولتی را دارند ؟ آیا برنامه های اطلاعاتی کشور معطل سهمیه بنزین می ماند ؟


بازتاب نوشته بود : "مثل این که قرار است در نیمه دوم سال به مناسبت هایی به مردم بنزین عیدی بدهند." مثلا 50 لیتر به مناسبت هدیه نیمه شعبان. خدا کند قضیه بنزین را قبل از انتخابات ، سیاسی نکنند و از آن به نفع گروه خاصی بهره سیاسی نبرند.


بیچاره مردمی که خرج زندگیشان از راه مسافرت دیگران تامین می شد. مردم شهر های زیارتی و ییلاقی مثل شمال کشور. بیچاره رستوران های بین راه. بیچاره صاحبان هتل ها و مسافرخانه ها. بیچاره آن ها که بخشی از اجاره خانه شان را از مسافرکشی تامین می کردند. بیچاره آن هایی که هر روز باید مسیری طولانی را بروند تا سر کار و برگردند و خوش به حال من که محل کارم نزدیک است. با یک بلیط اتوبوس صبح ها می روم و با یک بلیط هم بر می گردم. نه خرج خانه دارم نه زن و بچه !



نوشته شده در  جمعه 22/4/1386ساعت  12:18 عصر  توسط علی نعمت 
  نظرات دیگران()

عزیزی می گفت که اگر مردم این زمانه هنوز هم به اندازه مردم صدر اسلام به معجزه ایمان داشتند ، خداوند هنوز هم معجزات زیادی را به ایشان نشان می داد.


* * *


ولی من حرفم چیز دیگری است. می گویم که خداوند هنوز هم معجزات زیادی دارد و این ما هستیم که باید چشممان را به اطراف باز کنیم تا ببینیم این معجزات الهی را.


* * *


بسیاری معتقدند که دعای خیر علما و بزرگان دین است که این مملکت را از بلایا حفظ می کند. بسیار شنیده ایم که بزرگانی نقل کرده اند که شهر تهران در معرض عذاب الهی بوده و حضرت زهرا (سلام الله علیها) به واسطه وجود مجالس روضه امام حسین (علیه السلام) وساطت کرده اند و از این دست داستان ها بسیار است ...


* * *


خداوند حفظ کند وجود نازنین و مبارک بزرگانی چون آیت الله حق شناس را که به حق هم نشانه ی خداوند است و هم حق دین را می شناسد. مطمئن باشید که خداوند صدقه ی سر این چنین بزرگان است که دیار ما را از بلایا حفظ کرده.



شاید به زعم بعضی این حرف من خنده دار بیاید ولی من از همان دست هستم که معتقدند خداوند گاهی نشانه هایی را نشان می دهد که باید حواست جمع باشد تا ببینی. من می دانم که زلزله ای که در قم و تهران آمد بی ارتباط با وفات آیت الله لنکرانی نبود. شاید خداوند می خواسته که به ما نشان بدهد که نبودن هر کدام از این علما می تواند چه فاجعه ای را برای ما به بار آورد. شاید خداوند می خواسته به یادمان بیاورد که باید قدر این بزرگان را بیشتر بدانیم.
برای سلامتی حضرت آیت الله حق شناس دعا کنید دوستان ، دعا کنید ...



نوشته شده در  یکشنبه 3/4/1386ساعت  7:0 صبح  توسط علی نعمت 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
[22/4/1386- 12:18 ع] بنزین
[3/4/1386- 7:0 ص] معجزه
[آرشیو شده ها]